خرید بک لینک
سلام اي كهنه عشق من كه ياد تو چه پا برجاست سلام بر روي ماه تو عزيز دل سلام از ماست تو يك روياي كوتاهي دعاي هر سحر گاهي شدم خواب عشقت چون مرا اينگونه ميخواهي من ان خاموش خاموشم كه با شادي نمي جوشم ندا

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

نمی دانم تو چه نسبتی با اشک داری که تا نامت بر زبانم جاری می شود،تا یادت در قلبم شکل می گیرد،اشک از خانه چشمانم سرک می کشد.تا نگاهت را به ذهن می آورم،قلبم تپیدن آغاز می کند.در گوشه تنهایی ام خاطراتم ر

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

چشمان منتظر من در انتظار نگاهت تا به کی خواهد ماند ؟ ایا در این خاموش صدا آن نگاه مرا فریاد خواهد زد؟ من همیشه در وسعت دشت زندگیم به مرگ زود رس خود اندیشیده ام همیشه فکر میکنم چگونه در سکوت صدا میروید

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

دلتنگم...
مثل خیلی از روزهای زندگانی ام.
این روزها هیچ کس شریک غم و دلتنگی آدمها نیست؛
تنها همدم تنهایی ها و بی کسی هایم، یک قلم و چند ورق کاغذ تا نخورده است.
اگر روزی کاغذهایم تمام شوند چه کنم؟!!

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 24 دی 1397 ساعت: 12:39

چند سال بعد روزی که فکرش را هم نمیکنیم توی خیابان با هم رو به رو میشویم. تو از رو به رو میآیی. هنوز با همان پرستیژ مخصوص به خودت قدم بر میداری. فقط کمی جاافتادهتر شدهای ... قدمهایم آهستهتر میشود به یک قدمیام میرسی و با چشمان نافذت مرا کاملا برانداز میکنی ... درد کهنهای از اعماق قلبم تیر میکشد و رعشهای میاندازد بر استخوان فقراتم.هنوز بوی عطر فرانسویات را کامل استشناق نکردهام که از کنارم رد شدهای ... تمام خطوط چهرهات را در یک لحظه کوتاه در ذهنم ثبت میکنم. میایستم و بر میگردم و میبینم که تو هم ایستادهای! میدانم به چه فکر میکنی! من اما به این فکر میکنم که چقدر دیر ایستادهای! چقدر دیر کردهای! چقدر دیر ایستادهام! چقدر به این ایستادنها سالها پیش نیاز داشتم!قدمهای سستم را دوباره از سر میگیرم اما تو هنوز ایستادهای ...خداحافظیها ممکن است بسیار ناراحتکننده باشند اما مطمئنا بازگشتها بدترند!حضور عینی انسان نمیتواند با سایهی درخشانی که در نبودش ایجاد شده برابری کند!آدمکش کورمارگارت آتوود

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 22:25

دو جمعیت را دو سفر زیارتی در پیش است، یک جمعیت به دیدار بزرگمرد تاریخ ایران زمین به پاسارگارد میروند و دیگر جمعیت راهی دیاری دیگرند....جمعیتی سفرشان خود جوش است و دیگری سفرشان هویت سوز ....جمعیت خود جوش را بر راهشان سنگ می اندازند و به داغ و درفش تهدیدشان می کنند و جمعیت هویت سوز را میلیاردها تومان به پایشان خرج می کنند و هزینه ی سفرشان را می پردازند ....جمعیتی بسوی شادی و غرور و افتخار میروند و دیگری به طرف عزا و ماتم و نوحه سرایی ....و چه اندوهبار است که مردمی در مملکت خود غریب باشند و چراغشان را در مسجد بیفروزند و خانه شان را درتاریکی و ظلمات نگه دارند .....( التماس اندیشه و خرد )هفتم آبان سالروز تولد ابر مرد تاریخ ایران زمین کورش کبیر پیشاپیش بر تمام ایرانیان پاک نهاد گرامی باد.

برچسب: نویسنده: پرنیا نیکنام تاريخ: دوشنبه 6 فروردين 1397 ساعت: 22:25

صفحه بندی